خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

از فلاکت اکنون

تصویر توی آیینه

بازتاب روح پوسیده

غم، با ما چ کردی ای دوست؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۰۵:۴۳
نقطهـ .