خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۵ ق.ظ

اینها ک بیان می شوند، خوش نیستند حقیقتا. صرفا به یادم می آید، بیمارگونه .. شب ببداری هایت را، و اصرار تا به سه و نیم صبح دیدن ها را، هر شب، غرق در اندیشه هایی ک این مرداب ذهنی را بیشتر هم می زدند. و چ مدت درازی تنهه مرا متهم می کردی، ک طناب نینذاختم .. برایت. ک طناب نینداختم. من .. خر .. خودم را برایت انداختم، و منکر شو .. می توانستی، می توانی. خواهی شد. باکی نیست، دیگر تمام شد.


و آهنگ باری دیگر پلی شد.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۳
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی