خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

برگشتن به همان دره ای ک از آن آمده ایم.

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۵۷ ب.ظ

و من دیوانه تر از هر روز، توی روز .. تنها توی شب، دیوانه زیر آسمان شهر .. ستاره های قهوه ای بد رنگ و هزران جسم مریضِ بد حال و ذهن های خالی از حس فهم. و نمی توان ماندن به این شکل سالم، و نخواهم خواستن ک بمانم و ببینم و بخندم، و بخواهم آینده ای را بهتر از قبل، ک زندگی مریض است و مریض تر می شود و آخرش هم گوشه ای .. دست به بطری شراب از میزی آویزان و آب دهانش از گوشه ی لب لیز می خورد و جان می دهد و می میرد. مثلِ من. و مانع نخواهم شد، بگذار ک بشود. و تمامش نمی کنم، خودکشی مسخره است. ذره ذره تلف باید شد. همه اش را باید دید، از حس خشم پر باید شد. و قلبت سنگین باشد، تند شود ضربانت در پی هر اتفاق بد و سرشار از حسِ خشم، بالا رفتن فشار خون و گره شدن مشت هایت در هم. دیوانه وار بالا و پایین بپری و نابود کنی هر چیز زیبا و احمقانه ای ک توی دایره ی چشمانت می آید.


و زندگی احمقانه است. زندگی بیشتر از آنی ک باید، بیشتر از آنکه بشود آن را ندید، احمقانه است. و من عصبانی تر از هر وقت، مشغول به یک کار بیهوده .. مثلِ ماندن هایم درون این روز ها، مثلِ بلند شدن از تخت خواب بعد از هر بار باز کردن چشم ها. و ما هر روز، هر ساعت و دقیقه و ثانیه ها، تلف می کنیم. زندگی تلف می کند ما را، مثل یخ فروشی ک گریه می کند بخرید از من ک می رود سرمایه ام از دست. و نمی توان مانعش شد. باید ماند و مرد و چشید و پر شد از حس خشم. و با افتخار نگه داریم زخم هایش را بر قلب. ک جایش بماند، در خاطرمان. مثلِ زندانی شلاق خورده ای زیر لباسِ روحمان داشته باشیم رد هایِ چرکین این بیهودگی را. هرچقدر هم تلاش، هر چقدر هم خندیدن و برنامه و جیب پر و ذهن خلاق. هرچقدر من بنویسم و دیکته کنم این چیز های بد را، اما همین است ک هست ک باید باشد ک هست و چیزی نمی شود عوض. دنیــــــــــــــــــــــــا ما را می بــــــــــــــــــــــــــــــــــرد با خود از دست.


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۹
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی