خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

آبیِ تیره

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۳۱ ب.ظ
یک صخره ی سختِ سرد بستر جاویدان تو باشد و بدنِ زمستان دیده ات را یارای تحملِ دردی بیش از این نباشد. این آخرین باری ـست ک چشمانت را می بندی، این یک عادت قدیمی ـست. اینبار تو اما، توی تاریکی هایِ عمق این بالین، به پهلو به درازایِ عمر باقی مانده ی زمین دراز کشیده ای و خواب آلوده گی در برت می گیرد و هوشیاری هایت کم کم محو می شود. دوِ خطِ تاریک پلک هایت، روشنایی دیدگانت را می پوشاند و تصاویر تار می شوند. ادراکت، تو را به یک دنیای تاریک هدایت می کنند. خاموش می شوی، بعد از آن تو فقط خاطره می شوی. زمین سرد است و سفید و صورت تو، هیچگاه تا به حال اینقدر شبیه رنگ برف نبوده است. این یک شبِ طولانی ـست، ک آهسته به زیر پلک ها خزیده است. توی دنیای من، جایی ک این قایق به انتها می رسد از یک دره فرو نمی افتد درون صخره های سخت. توی رویاهای من، این دریای سیاه به یک شکلِ ابد گونه تا به انتهای دنیا جریان دارد. جایی توی قطب، آب های اقیانوسی تکان های کمی دارند. سرد تر از یخ اند و رنگشان از آسمان تیره تر. بدن های شناور توی این انجماد .. آرام با جریان آب تکان می خورند و صورت این جنازها، قفل به ستاره های سقف آسمان ثابت مانده است.

این یک مبهوت شدگی ابدی ـست. آنجا زمان هم یخ می زند حتا. یک حرکت تکراری رفت و برگشت آب و بدن یخ زده ی مبهوت ابر های سیاه توی آسمان است ک با جریان آب کمی تکان می خورد. فیزیک می گوید، چگالی یخ کمتر از آب است و شناور می شود روی آن اما، این تمامِ حقیقت نیست. این اخرین تقلای بشر برای ماندن است، برای محو نشدن توی تاریکی مطلق ابدیِ توی آب ها. توی این سرما ک ثانیه ها یخ زده اند، بدن سالم می ماند و می شوی مثل یک تصویر متحرک جادویی، توی یک عکس صبحگاهی درون روزنامه ی سرزمین جادوگران. یک معنای دو بعدی. یک سنگ بدون دلایل وجودی. یک تصویر، از اتفاقی ک سابقا افتاده است. یک خاطره، از روز هایی ک گذشته اند. یخ زدگی ابدی، این سرانجام خواب آلودگی ـست. ک شاید تنها راه نجات از آن، خوابیدن به همراه خرس های قطبی ـست درون غار های یخی و منتظر ماندن تا به هنگام بهار. اگر بهاری از راه برسد.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۲
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی