خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

نادانیِ زیبا

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۴۳ ب.ظ

به تنهایی، شب ها پای یک آهنگِ از خوشحالی خالی، به اوج می رسم و خوابم می برد و در رویا دقیقه ها طولانی ترند، آنجا سفر دور و درازی می روم. از خود به در می شوم، گذشته محو می شود. از خود به در می آیم و یک احساس می شوم. خمار، مثل معتاد ها با دهانی باز و تف آویزانِ کش آمده، نفس های نامنظم و پلک های کبود شده، درونِ این بالش کشیده می شوم و فرو می روم در این خواب ها. در این نادانیِ زیبا. این یک خاطره است از یک احساس غیر منتظره، این توصیفِ فانتزیِ موازی حقیقت دنیای ماست. این نقدی ـست بر این موسیقی، بر این هنر .. بر معنایی ک می رود بر ادراکِ ذهن ها. این یک احساس فرازمینی ـست. این موهبتی ـست ک پروردگار شخصا به من عطا کرده است. ک چ شیرین مست می شوم بدون نوشیدن، ک ارتفاع بلندی دارد بلندای روحِ من. در تنهایی، روی کوه های موهومی تجربه می کنم پرواز عقاب کوهستان را. این علاجِ خستگی های روح من است. اعتیاد به رویا شاید. اعتیاد به توهمِ خوشبختی. اعتیاد به مدینه ی فاضله ی دست نیافتنی. اعتیاد به خوشحالی، توی تنهایی ..


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۲
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی