خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

بلندایِ روحِ تو

پنجشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۱ ب.ظ

ضربه ای شبیه به اصابت گلوله به شقیقه، افتادن از بلند ترین ساختمانِ ممکن، این بلندا نه از ارتفاع است از سایه ای ـست ک انداخته. غرق شدن توی یک اقیانوسِ سیاه. پایین رفتن، غوطه ور شدن و فرو رفتن و از طرف دگرِ آب درآمدن. مرا از آب گرفته اند. مرا، از توی خواب توی دنیایِ بیدار دیگری کشیده اند. اینها، هیچ از من نیست. دلیل هیچ چیز، از من نیست. پیچیده تر از این صحبت هاست، پیچیده تر از آن است ک از دستانِ من کلمه شوند. توی احساس است. تویِ عشق خالق به مخلوق است؟ توی نگاهِ مادری به فرزند است. ترکش نمی کند، هیچگاه، هرگز. راحت نمی شود، چشم لحظه ای پلک نمی زند. نگاهش منحرف نمی شود. آخ، ک چقدر من احمق بوده ام. آخ، ک این ادراک در من این مقدار ضعیف بوده اند. چیزی در من درد می کند، بعضی چیز ها بیدار شده اند دگر بار. یک ضربه به مغزم، مرا باز پس فرستاده است به سالهایِ دورِ دورِ دور. چیزی شاید، به یاد آوردنِ آینده توی خواب؟ من می دانستم، من نمی دانستم. من دیده بودمش، من نخواستم ک ببینمش. من خود را به کوری زده بودم. من بیدارم؟ من خواب بوده ام. و این حکایت خواب آلودگی های من بوده است.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۶
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی