خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

سیاهیِ همه چیز خوار

دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۶ ب.ظ

مقابل چشمانم یک صفحه ی به غایت تاریک و بزرگ گذاشته بودند. چنان حس حضوری القا می کرد ک نادیده گرفتنش را نمی توانستم. دو دستِ واهی، به یک جاهایی از من وصل کردند. و ابزار هایی برای درک. یک ترکیبِ عجیبِ گوشتی، فاسد شدنی و آسیب پذیر. رگ هایی در کنار هم، متشکل از وجود و مایعی قرمز رنگ. یک تضاد، یک بازی. چیزی شبیه به اینها. توی این دست ها، به تمثیل قلم هایی به هر جنسی ک فکر گمان می برد قرار دادند و سطل هایی بی شمار، از هر رنگی، به دلخواه. وظیفه آن است ک قلم کشید بر این بی نهایت تاریکی ها، قلم را می کشیم. اما هر چ می کنیم، عاقبت باز تاریک است. به خود می گیرد، جذب می کند، از بین می برد. تاریکی رویِ دیدن ندارد. چاره ای نیست. ما را هم عاقبت چیزی جز این بیهودگی نیست. این سیاهی همه چیز خوار است.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۲۰
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی