خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

تخت خوابِ سردردم - بی معنی -

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۹ ب.ظ

دهانی ک به دروغ، لبخند می زند و حقیقتی زشت، می رود توی چشمانش. یک تناقض ک از دانستنش عاجز است، نمی بیند. نمی تواند پنهانش کند، و من از لبخندِ زیبایش به تلخی چشم هایش خیره می شوم و از دست می روم. سرمایی قدیمی، از زیر پتو نفود می کند درونِ وجودم. بین تختِ خوابُ پتو گیر کرده ام، یخ زده ام. رهایم نمی کند و دنیای آن بیرون، از آن هم سرد تر است. خواب مرا از خود می راند به درونِ زندگی، به درونِ چیز هایی ک می هراسم از آن. چیز هایی ک نمی خواهم. خواب جوابم می کند، یک سردردِ طولانی نصیبم می کند. و آنوقت ها ک بیدارم، به فکرِ خوابم. می فهمی؟ دچارِ گناهی خواب آلوده ام. توی چشمانت. گذشته پیدا می شود، معنای امروزمان. آن دیواری ک بر خود داشته است جای مشت هایمان. یک روزی دیده بوده ام همه ی اینها را. توی خواب، قبول داری؟ تمام این چیز های بد را. پوچ می شود، رنگ می بازد تمامِ رویاها. خیال پردازی های خاکستری، محبوس توی روز های کاغذی. می خورد توی صورتم دستی به سنگینی نت هایِ تلخِ زندگی. "همین است ک هست، مرا می خواهی؟" و بودنم برای او، نبودنش برای من.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۲۵
نقطهـ .

نظرات  (۱)

۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۹:۲۲ معلوم نیست که کی‌ام؟
احمق.
پاسخ:
تو یه روحی. و من به ارواح اعتقاد ندارم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی