خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

برای شکنجه ی بیشتر

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۱۷ ب.ظ

نجاتی نیست. راه فراری نیست. هیچ مربوط به اراده نیست. خواستن ها یا نخواستن ها. مایع لزجِ سیاه رنگی می جوش از توی زمین، بالا می آید و تا سقف دهانت را می گیرد. نمی گذارد نفس بکشی. نمی کشتت، فقط حضور دارد. نمی گذارد راحت شوی. فقط هست، تا بودنِ تو. آنجا می ماند، بخاطرِ تو. نمی توانی نادیده اش بگیری. نفس کشیدن توی این سیاهی ها هر بار سخت تر می شود و خود را نگه داشتن روی نوک پنجه ها، برای بالای تاریکی ها ماندن. عاقبت خسته می شوم یک روز، و غوطه ور .. و فرو. غرق در تاریکی، فرو رفته در اعماقِ هیچ چیز. و شاید رها، اگر بهشتی باشد. رها از دست هایی ک دور قلبم را گرفته است. مچاله می کند. رها، از بافت های مغزی ک خاطرات تلخی داشته است. رها از ادراک، رها از فهمیدن. رها از کسی بودن.


ما برای مردن بیش از اندازه جوانی ـم و برای زیستن، سالها پیش مرده. برای ـمان خورشید کمرنگ است، بو ها بی معنی. بهترین بخشِ روز می شود آنوقت ها ک می خوابیم، شاید آسوده. طوری ک زمان حس نشود، و بودن. و فراموشی، ادراکِ محدود. کمی از دنیا جداییم، می فهمی؟ آسمانمان ابری نیست، ما به زندگی مجبوریم. لایه ی غبار آلودِ خاکستری رنگی ک همه چیز را پوشانیده است.  تویش هیچ چیز نیست. نمی شود از آن چیزی فهمید. و ناراحتی های دنیا هم یک روز تمام می شود. شاید در انطباقِ دو امتدادِ آبی باشد،  بعد از بی نهایت ها. و اینها، هیچکدام هیچ معنی نمی دهند. مثل زندگی هامان، مثلِ خوشبختی، مثلِ لبخندی ک بی حساب خرج آدم هایش می کنیم و شب ها، چشمِ خیس برا بالینِ تنهایی می گذاریم و صبح ها را، بی امید آغاز می کنیم. و اینها، هیچ کدام هیچ معنی نمی دهند.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۱
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی