خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

این فیلد نمیتواند خالی باشد

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۴۲ ب.ظ
تموم حرفایی ک نگفتی، می خوان ک زودتر از پا بیفتی، همه لحظه ها ک ساکت نشستی، منتظرن تا ببینن شکستی. اون همه کتاب کنج اون خونه، پر حرفایِ مفت و ارزونه، این همه جواب واسه یک سئوال: کی از دلِ تنگ تو می دونه؟ کی از دل تنگ تو می دونه؟ کی از دل تنگ تو می دونه؟ چشماتو باز کن، اینجا دنیاست. بهشت یه جایی.. دور از اینجاست. جهان سراسر ظلمه و سهمه، انسان هر دم مشمول رحمه. این همه لباس، این همه نقاب، تو هیچی نیستی به جز گل و آب. اگر یک عمرِ ک تو بیداری، یه لحظه فقط کنارم بخواب، یه لحظه فقط کنارم بخواب، یه لحظه فقط کنارم بخواب. کتابِ سفید، کتابِ سیاه، چی می دونن از جنگ مه و ماه، خوش اومدی به تمدنِ پوچ، تمدن بومی های زود کوچ، خوش اومدی به تمدن مرگ، تمدن ساقه های بی برگ، تمدن ترس، تمدن شک. کهنه ترین اختراعِ بشر. خوش اومدی نوزاد کتابی، بیدار شو رفیق یه عمرِ خوابی. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۰
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی