خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

مردن مورچه ها زیر پای بچه ها

جمعه, ۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۵۶ ق.ظ
زیبایی برای فریفتن است و این لبخند ها، چ هنرمندانه جاری می شوند بر صورتِ خالی از احساست. کمی فریب، برداشتِ اشتباه از آدمِ اشتباهی ک تماما درونِ یک زندگی اشتباه، با چشمانی اشتباه نگریسته به تمامِ هستی،  اینطور می شود ک تو را هم اشتباه در برت می گیرد. لحظه ای سرگردان و غافل از مسیری ک طی می شود زیر پاهایت. تا به کدام دره چنین خرامان و بی خبر، تا کی به آسودگی لیز خوردن توی سراشیبی این نابودی. شعر های قدیمی. از تو خلاص، مسیر من را با خود برد، سراشیبی تندی ک مرا خواهد کشت. چهره ها عوض می شوند. آدم های متفاوت و اتفاقاتی یکسان، یک جور سرنوشت. مسیر های متفاوت اما به یک مقصد. این از تو نیست عزیز من، هیچ گاه این سرنوشتِ شوم، از بدِ سرنوشت تو نبوده است. تنها گره های نا گزیری ک قدم هایت با من داشت، پا گذاشتن توی رد پایی ک قدم به سمت مرگ بر می داشت. این گره از بدِ تو بوده است، و نه این بد از خودِ تو. می فهمی؟ مثلِ مردنِ مورچه ها زیر پای بچه ها می ماند. راهِ فراری از مورچه بودن نیست. نه حتا عصیان کردن، نه حتا طغیان کردن. گوشِ شنوایی بر موجوداتی با ابعادِ ما نیست. دوستی به من گفت ک دو بار خواندن یک کتاب، داستانش را عوض نخواهد کرد. و نمی دانست .. ک من، خود این کتابم. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۰۳
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی