خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

دستم نرسد به تو ای ماه بلندم

شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۴۴ ب.ظ

D:


یک جور هایی خوش می گذرد، با دیوانگی. می فهمی؟ D: یک جور هایی خوش می گذرد با بیکاری، پای یک دیوارِ خالی .. ساعت های آتی را تماما غرقِ در فکر این بیهودگی خواهم بود و با خود خواهم خندید. یک جور هایی، برگشته ام به سالهای قدیم. قبلِ شاغل بودن، توی اوجِ خواب آلودگی های روزمرگی وارم، تا لنگِ ظهر، شب ها بیدار و همزمان غوطه ور توی یک وهم. خلسه، پس زدنِ واقعیتِ حاکم. مطلقا تنها و حضور پر رنگِ خودم، کسی مزاحم نمی شود. بر هم نمی خورد این آرامش چرک آلود. ویترین خاطرات و تغییر کردن هاتان را می بینم. چ زیبا شده اید، چ پیشرفتی! مادر گریه می کند، نگرانی توی چشم هایش رفته. فوت ک می کنم فقط بیشتر گریه می کند. دم از مرگ می زد و هر روز زنده تر می شد. در آرزویش می سوختم و او بزرگتر می شد. هر چ کرد زندگی، مرگ با دل من می کرد. قبر از برون و تنهایی، مرا از درون می کرد. خو می کند روح بلندم بدین تاریکی، چشمانم بسته است، نگویید ک خوابیدی. دستم نرسد به تو ای ماه بلندم، قرص خوش رنگِ تو هم نبرد من را از من. 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۰۴
نقطهـ .

نظرات  (۱)

وبلاگتون بسیار زیباست لطفا دست از پست گذاشتن نزارین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی