خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

متهم به "نبودن"، توی دهانت

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۰۳ ب.ظ

عادت کردن به بعضی چیز ها، به آنکه در وهله ی دوم باشی، مقدم بودن هر چیزی به تو. آنوقت ها ک نیست می شوی و من می مانم و دستانی ک به هیچ، مصلوبند. نه حتا سنگ ریزه ی کوچکی، برای دستاویز قرار دادن و نگه داشتن خود. اما اینطور نمی شود، هر بار می شکند و می افتم، سقوط به درونِ دره ای بی انتها، ک نه برخوردی هست و اتمامی، نه نجاتِ و پایان خوش و لبخند زیبای آشنایی. تنها، معلق ماندن در هوا، و از دلهره ی سقوط داخل سینه ام کم نمی شود. عادت نمی کنم و برایت ک می گفتم، تلاشم برای ماندن را فقط به "ترسیدن" هایم ربط می دادی و من، فرو میریختم از درون .. حسی به مراتب بدتر از آن سقوط. متهم به "نبودن". نه حتا سایه وار، ک نه حتا به تظاهر .. آیینه ی من بودی و هر آنچه ک نشانم دادی را، می بلعیدم و حال، تنها نمی دانم. همه چیزی ک برایم مانده، دلهره ای ـست توی سینه ام و تمام چیز هایی ک نمی دانم.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۹
نقطهـ .

نظرات  (۱)

قلمت رو دوست دارم
سعی کن بیشتر بنویسی
پاسخ:
چ مختصر و لذت بخش، احساس می کنم یه نفر ک می شناسمش تحت هویت جعلی این اسم این پیام رو گذاشته. :دی
من سی صد و پنجاه و خورده ای پست نوشتم، فک نمی کنم کم باشه .. فقط یکی هست ک شاید براش کم باشه این تعداد :))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی