خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

چ کسی را گول می زنیم؟

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ب.ظ
عرض اندامی نیست توی این تابوت و نهایت تو را، چرخاندن اندک مقداری گردن و خیره شدن به جای تختِ چوبِ تاریک بالای سرت، به یک سمت دیگر، همان رنگ، همان فاصله و همان حالت. بازتاب نفس هایت ک سال هاست به شماره افتاده و تمام نمی شود، می خورد به محیط بسته و بر می گردد و گرمایش را حس می کنی و حالت بهم می خورد. تو را سالهاست ک اینجا، دفن کرده اند و دوست داران قدیمی ـت هم دیگر نمی آیند و سر نمی زنند به این جسد. فراموش شده ای و رها، دور انداخته شده به زیرِ خاک، دور از دستانِ خورشید، نسیمی تازه .. هیچ اثری از یک تغییر و محکوم به درکِ تمام این چیز های ساده. و ثانیه ها شلاق می شوند و ذهن خیال پردازی می کند و تحریف، در بر میگیرد تمام خاطراتت را. و تمام عشقی ک از سر گذرانده ای را به تنفر به یاد می آوری. لبخند بدین تاریکی، لبخند بدین ابدیتِ منحوس. چشمانت فراتر نمی رود از این چهارچوب قاب سیاه، ک زندگی را از تو گرفته اند و به دنبال آن هم حتا مرگ را.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۷
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی