خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

آنِ آنِ توام.

يكشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ق.ظ
خط های موازی روی پیشانی ـم، به مراتب قرمز و عمیق تر، به تکرار می روید روی ساعد دست چپم. ک من راست دستم و متنفر از همه. ک راستِ دستِ متنفر از همه. تفاوت آنجاست ک شما به دنبال فهمیدن اتفاقی هستید ک زخم ها ناشی بدان و من، توی روز هایم هر بار به دنبال چیزی برای جلوگیری از آن. :D ک راه فراری نیست، ک من نکشیدمشان، ک انتخاب من نیست. ک انتخاب هیچکس من نیست. با سرد شدن اتاق و حلول شیطان آشنایی مقابلم، ناخواسته غرق در نجواهای بی صدایی می شوم ک بشارتی می دهند مرا، برای پادشاهی. سر تعظیم لشکر مغضوبین الهی مقابلم و همگی در حال دعوت کردن، برای کمی بیشتر فشار آوردن روی رگ هایم. محکم تر کشیدن خط بطلان روی جریان زندگی، بگذار جاری شود، بگذار بریزد روی زمین. اتاقی پر از نظاره گر های خاموشی ک تعلل ثانیه ها، هر بار تعدادشان را بیشتر می کند و نجواهای بی صدا را بلندتر. ک همه تماما منتظر برای این لحظه ی موعود، برای به سر گذاشتن این تاج خونالود. برای پدیدار شدن ذات یک حیوان، بشارتی بر آخرین آغاز یک اتمام.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۳
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی