خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

غرق شدن توی سیلابِ طوفانِ نوح

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۲ ب.ظ

باور به تمام چیز های با ارزشی ک از بین می روند و ما، ناتوان از مقاومت در برابر گذر حجم دلبستگی هامان، در تلاش بی ثمری هستیم. مثل گرفتن دود با دستان خالی می ماند. حجم لمس نشدنی اش توی فضایی بی کران منبسط می شود و تو، فقط می مانی توی نقطه ی محدود دائمی ـت برای تماشا و هر بار، چشمان باز تری داری .. ک بهتر ببینی، ک چطور می رود. و قلبت می شکست؟ بعد از این هفت صد و هشتاد و هفتمین باری ک توی این نقطه ی تکراری، محو تماشا شده بودی و هربار سرنوشت برخلاف خواسته ات تکرار می شد و از ته دلت خواستی و لبخند پهن پلیدی به فروشکستنت باز می شد. چند بار شکستی و بعد از آنکه فکر کردی همه ات رفته است، چیز های جدیدی برای شکستن بود و سرنوشت تکرار شد و بعد، باز هم همین فکر را کردی، ک دوباره شکستی و می شکنی و تکرار خواهد شد همه اینها تا ابد. و برای تو هر بار، مثل راه رفتن روی لبه ی تیغ می ماند، مثل فدا کردنِ روح، غرق شدن توی سیلابِ طوفان نوح. اما بعد .. از بعد از آن پایانِ تکراری، پایان های عمیق تری خواهد بود و یک سخن قدیمی را به یاد می آوری: ک درد تو انگار، شرمی از تکرار ندارد.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۹
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی