خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

می دونم حسین، می دونم.

پنجشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۷ ق.ظ

من شاید، بعد از رفتنم، دفعه ی قبل. آخرین خواسته ت بودم اما بعد، وقتی ک برگشتم انگار، همه چی کلیشه ای شده بود. انگار بهشت به اون قشنگی ک فکر می کردی نبود؟ انگار فهمیدی ک اصلا دوست نداری اینجا باشی، فهمیدی ک این تنها چیزی ک فکر می کردی شاید دوست داشته باشی ـم با بقیه هیچ فرقی نداره. فهمیدی ک شاید اصلا، نمی تونی چیزی رو دوست داشته باشی. فهمیدی ک منم مثل دنیای هر روزه ـت خاکستری ـم و لبخندم، هیچ حسی بهت نمی ده؟ ک وقتی می بوسیدمت، شبیه خیال پردازی هات نبوده؟ فهمیدی گرمای بغل کردن معشوق، کسشری بیش نیست و تنهایی رو با کسی قسمت کردن و معذب نشدن فقط یه خیال باطل بوده و استثنایی نیست، به هیچ. برای پوچی استثنایی نیست و این گودال، براش هیچ چیز بزرگ نیست. ک ازش رد نشه، ک نگهت داره. ک بمونی. ک بخوای بمونی. من می فهمم، نمی فهمم. من دوسِت دارم هنوزم، ندارم؟ من امید دارم ک برگردی، و هیچوقت بر نمی گردی. من می دونم ک اینا رو می خونی .. و عوض نمی شه هیچی.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۸
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی