خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

برای تو، برای گـلدانم

پنجشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۹ ق.ظ
و آفتابی ک هر روز، کم رمق تر از قبل می تابد به گلدانم. گلدانی ک نام تو را دارد. توی یک بطری، عاری از هر دسترسی. بی آنکه بشود لمسش کرد. بدون آنکه تا به حال گلم را بوییده باشم. پشتِ شیشه، مصون از من و لمسِ خلقت مانده است. تنها زیر نگاه می رود و لبخندم، از پشتِ آن شیشه ی کلفت بیش از واقعیت کش می آید و انگار شادتر شده باشم. اینطور مرا ببین. همانطور ک می خواستی مجالی برای لمس کردنت نیست و دوست داشتنت از پشتِ حصار است. توی دنیایت نیستم ولی توی دنیایم هستی. از پشت پهنای قطور شیشه ای ک جز نور رد نمی شود چیزی از آن، عاشقت هستم. زیر نگاهم همچنان زیبایی .. و هنوز، آرام نجوا می کنم اینها را. اما حصار های سفتِ انزوای شیشه ای ـت صدا ها را خفه می کند و از تصویرم، به جز شکلک هایی مسخره چیزی نمی ماند. در یک سکونِ درخت وار، ساکت تر از ابر هایی. و هر روز برایت خفقانِ این دنیای محدود بیشتر خواهد شد. نه برای درک کردن پوچ بودنِ این دنیا و ثمرِ تنهایی. ک چون دنیایت را تنها توی آن گلدان می دانی.




موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۰۵
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی