خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

به دور از خورشید، به دور از آسمان

سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۵۷ ق.ظ
ساعت های عمر مرا، سال بخوان. به ـسانِ سکون درخت وار پاییزی، سکوتِ نوشتاری ـم را خواب بدان. مثل سایه ای طولانی ک مقابلم، با هر قدم بدان دور می رود. تو نرو، تنها بمان. خود را از من نران. توی سطح بمان، روی افقی تاریک تر. روی انطباق دو امتداد این بار آبی تر، بمان. به گریز از حجمِ بی پایانِ آسمان، عمق دریاها را بستر ندان. کمی بالا بیا. بگذار اندک فروغِ باقی مانده از غروبمان، زمستانِ بیهودگی را روشن کند. مرا به تو هیچ نویدِ بهاری نیست، تنها باور به خزانی ـست ک حقیقت دارد. ک هنوز، به آغاز فصل سردی ک از آن می ترسیم، مانده است. مگر ک دگر دریا نباشد. و برای تو اگر آسمان نباشد، دریا چ رنگ است؟ و تمام سرمایی ک بدان واقفم، علتش نه از ابرهاست، نه از آن فصل سردی ک بدان باید ترسید. ک فقط از لمس نبودنت. درست مثل علت تاریک بودنِ اعماق دریا ها. به دور از خورشید، تنها به دور از آسمان.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۸
نقطهـ .

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی