خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

قربانی، و نه هیچ قهرمانی

جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۰ ق.ظ

چشم به زیر داشتم و غوطه ور در اوهامی ک تماما برده بود مرا، از تو. ک نمی دیدم، غافل بودم ک توی تمام گوشه های بودنم، بودی. بی صدا، نظاره گرِ بی تو زندگی کردنم بودی و حتا دم بر نیاوردی. به تنهایی و غم رقصیدی به دورم و رنجیدی. نشستنت به درونِ سایه ها. من خواب می دیدم و تو در کنارم تماما بیدار. گناهِ من، نه کمتر از خیانت .. به تو. نه گذر کردن، چشم بستن و شانه خالی کردن از مسئولیتی ک به دلت دارم. گناهِ من، هر بار ندیدنت بود. درست مثل سایه ای محکوم. شب ها پر رنگ تر از هر وقت، تمام دنیا را پر می کردی و آیینه زندگانی ـت کم کم به همان رنگ، به همان تاریکی ها عادت کرد. ک از گناه من بود، ک خورشید بر تو حرام شد و تنها ماند برایت، خلوت و تنهایی. ک بگذارمت در سکوت، در تاریکی بمانی و حتا دم بر نیاوردی. و آنطور ک می گفتی، ک تفکر به عصاره اجتماع بودن، به کپی از کپیِ دیگری بودن شاید درست باشد برای هر ادراکی اما، نه برای تو. ک حقیقتی جز این نیست، ک بار گناه یخ زدن میوه ی نورس وجودت، در ابتدای این زندگانیِ بیهوده، تنها بر دوش من است و برای من، این همان حقیقتِ زجر آوری ـست ک از آن هیچ گریزی نیست.


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۲
نقطهـ .

نظرات  (۱)

۰۲ آذر ۹۷ ، ۰۲:۴۵ هیوا جعفری
:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی