خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

جهان آلـوده ی خوابــ است و من در وهم خود بیـدار

خــوابــ آلـوــدگی

آه .. بر دیوار سخت سینه ام گویی کسی مشت می کوبد!
باز کن در را .. اوست.
باز کن در را..
و من آهسته به خود می گویم:
باز هم رویا
اینچنین تیره و درهم
باید از داروی تلخ خواب
عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم
می فشارم پلک های خسته ام را بر هم
لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم
ناشناسی مشت می کوبد:
بازکن در را .. اوست.
باز کن در را..

بایگانی
نویسندگان

روح آزاد بی احساست

دوشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۴۳ ب.ظ

سوار بر باد رفته ای آنقدر دور ک دیگر هیچ، نجوای آهسته و غمناکی شنیده نمی شود. انگار ک، به دنبالت چشم توی یک دنیای تماما تاریک بچرخانم. هیچ چیز نیست، و اثری. هیچ نیست و رد پای اندکی ک سابق پیدا کردنشان می شد اما حال؟ همه ی رو به اتمام رفتن هایی ک دم می زدیم تمامِ این سالها، تمامِ گریه کردن ها و فریاد هایی ک می زدیم توی این کلمات و می ترسیدیم، شاید و دقیقا از امروز. از امروزی ک به سرمان آمد و انگار، تمام "به پایان رسیدن" هایی ک حس می کردیم، واقعی شده باشد. ترسناک است. عمق گودالی ک بدان سقوط کردیم. ترسناک است این سکوت، دور و برمان انگار، غیر از درکِ این "هیچ" هیچ چیز نیست. حتا خودمان. از ما تنها ادراک محدودی مانده است ک بفهمیم ک "هیچ چیز نیست". بیا و بر این کلمات نگاهی بینداز. برایم معنی ـشان کن، چ می بینی؟ توی این درجا زدن هایم، به زور. ک نمی دانم حتا، روحِ آزادِ بی احساست، هنوز مشتاق این کلمات اند، یا نه. ک شاید دگر تماما بریده باشی، یا ک از سر عادت و ارواح وار اینجا، هنوز به دورم پرسه میزنی.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۷
نقطهـ .

نظرات  (۱)

اشتیاق من، برای این کلمات، از بین نمیرن.
پاسخ:
هیچکس غیر تو نمی فهمه، هیشکی غیر تو نمی دونه. هیشکی غیر تو نمی خونه. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی